محمد مهدى ملايرى
394
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و سراى باشد در اين بيت كه از سيبويه نقل شده : مثل الكلاب تهرّ عند درابها * و رمت لهازمها من الخزباز « 1 » در معنى دوم هم موارد استعمال بسيار دارد و در همهء لغتنامههاى عربى هم ضبط است . غير از كلمهء « در » دو تا از مركبات آن يعنى « دربند » « 2 » و « دربان » « 3 » هم در عربى راه يافته كه در اينجا مورد گفتوگوى ما نيست . در عربى در هردو معنى « درب » كموبيش تغييرى حاصل گرديده و در نتيجه بين آنها با معانى فارسى اين كلمه اختلافى پيدا شده كه گاهى كم و گاهى خيلى زياد است . آنكه به معنى « مطلق » در بوده ، در عربى به در بزرگ خانه كه به كوچه باز مىشود يا به درهاى بزرگ شهر و قلعه اختصاص يافته ، يعنى فقط به معنى دروازه به كار رفته « 4 » ، ولى آنكه در معنى دوم استعمال شده ، هم در لفظ و هم در معنى تحول بيشترى يافته كه در اينجا شاهد مثال ما هم همان است . گفتيم كه يكى از معانى « درب » در عربى هم راه باريك ميان دو كوه بوده . اين معنى به تدريج گسترش يافته و « درب » به معنى مطلق راه به كار رفته ، چنانكه در حال حاضر نيز در عربى در همين معنى به كار مىرود . از اين كلمه به اين معنى نخستينبار كلمهء « مدرّب » اشتقاق يافته . كلمهء مدرّب در آغاز فقط در وصف شترانى استعمال مىشده كه آنها را براى راهپيمايى و سفر آزموده و كاركشته و به اصطلاح سوارى مىكردهاند ، و شترى را كه به دين ترتيب تربيت مىكردهاند « ناقة مدرّبة » مىگفتهاند . « 5 » از اينجا يك معنى ديگرى براى اين كلمه پيدا شده كه آن معنى كاركشتگى و تجربهديدگى است . و به همين معنى در انسان هم استعمال گرديده و « شيخ مدرّب » به پيرمرد جهانديده و سرد و گرم روزگار چشيده گفتهاند . و از همين معنى اخير است كه « تدريب » در زبان عربى به معنى تمرين ، و
--> ( 1 ) . لسان العرب ، مادهء « درب » . ( 2 ) . تفسير الالفاظ الدخيلة ، ص 28 . ( 3 ) . « الدربان ، و يكسر ، البواب ، فارسية » قاموس . ( 4 ) . الدرب . . . باب السكة الواسع . . . و هو ايضا الباب الاكبر » ، لسان . ( 5 ) . و فى حديث عمران بن حصين : « كانت ناقة مدربة ، اى مخرجة مؤدبة قد العت الركوب و السير ، اى عودت المشى فى الدروب فسارت تألفها و تعرفها و لا تنفر ، لسان .